ميرزا قهرمان امين لشكر

46

روزنامه خاطرات امين لشكر ( فارسى )

بدهيد . . . « 1 » و در منزل مشير نظام نماز ظهر و عصر و مغرب و عشاء را آنجا به‌جا آورده ، از خطوط پسرهاى معزى اليه ملاحظه كردم ، خيلى خوب نوشته بودند ، و منزل مشير نظام و وضع ايشان هم خيلى خوب بود و از اشعار مرحوم محتشم عليه الرحمة كه در تعزيه گفته هست . مشير نظام به خط نستعليق نوشته در اطاقهاى خود گذاشته ، خيلى نيت خالص خوب دارد ، و امروز عصر هم عزت الله خان پسر مرحوم مظفر الدوله آمد پيش من قدرى نشست و رفت . يك ساعت از شب گذشته آمديم منزل ، پشت كرسى نشسته كسى پيش من نيست . اصغر خان چراغ آورده بود . شب را اصغر خان و محمد خان نزد من بودند . سيد احمد شوشترى به خانه‌اش رفته بود . حاجى حميد هم به مهمانى رفته بود . روز پنجشنبه 10 شهر شعبان المعظم اودئيل از خواب برخاسته به نماز و اوراد و ادعيه مشغول گرديده صرف چاى و غيره شد ، چون ديشب جناب مستطاب آقاى امير نظام رقعه نوشته بودند و مرا به مجلس عقد صبيهء خودشان كه به جهت پسر جناب حاجى ميرزا يوسف آقاى مجتهد تزويج مىكردند دعوت فرموده بودند رفتم ، و مجلس را در منزل شهر فراهم آورده بودند . از علما و اشخاص مفصله در مجلس حاضر بودند . پس از آن جناب حاجى ميرزا جواد آقاى مجتهد تشريف آوردند صيغهء عقد را جناب معظم اليه و جناب شيخ الاسلام آقا سيد محمود سلمه الله جارى كردند . در آنجا هم نيز اين اشخاص در مجلس بودند : جناب ساعد الملك ، بيگلربيگى ، مستشار الملك ، ثقة الملك ، غيره . پس از ختم مجلس جناب مستطاب آقاى امير نظام و من و ساعد الملك حضور مبارك حضرت اسعد اشرف و الا وليعهد روحى فداه مشرف شديم . قدرى از ورود موكب مسعود همايونى روحى فداه و تعمير توپها و غيره صحبت و مذاكره فرمودند . از آنجا با جناب مستطاب اجل امير نظام به بالاخانهء منزل نواب مستطاب نصرت الدوله رفتيم ، و نواب معزى اليه يك ثوب آغرى « 2 » به جناب امير نظام تعارف كردند ، و جناب امير نظام قبول نفرمودند و قدرى . . . « 3 » و نيز صحبت كرده برخاستيم . جناب امير نظام بازديد . . . « 4 » تشريف بردند و من به منزل جناب

--> ( 1 ) - جاى دو كلمه سفيد . ( 2 ) - ( عاقرى ) . ( 3 ) - به قدر دو سه كلمه سفيد است . ( 4 ) - جاى يك كلمه سفيد است .